این پست اختصاص داره به نگاهی اجمالی و کوتاه به مطالبی که از ابتدا تا کنون نوشته ام . نوشته هایی که به جرات می توانم بگویم که با آنها زندگی کرده ام .نوشته هایی که حاصل تمام احساسات درونی ام بوده .
در خلال مدتی که کار وبلاگ نویسی می کنم با دوستان بسیاری آشنا شدم . دوستانی که گاها با مورد لطف قرار دادن حقیر به این کلبه ی درویشی سر می زدند و مرا مورد عنایت خود قرار می دادند .
جا دارد از اینجا از دوستان خوبم فاخته عزیز - علی اکبر قدوسی - نویسنده عزیز و دوست داشتنی وبلاگ معین نیوز که اسمش الان متاسفانه در خاطرم نیست - مرجان نازنین (گاهی دل ستارگان هم می شکند از ماه) - حامد و امین نویسندگان موفق وبلاگ اختصاصی سعید شهروز - غریب آشنا - داوطلب باهوش - یاسمین عزیز که جزو اولین کسانی بود که به من افتخار داد تا منو در وبلاگش جای بده ضمن اینکه او تنها کسی بود که نوشتن را برایم تا حدودی میسر کرد . همین جا از یاسمین عزیزم ممنونم - بانو نویسنده خوش ذوق وبلاگ شاید یک روز - و دوستان عزیزی که شاید به اسم نشناسمشون اما به جرات می تونم بگم که همیشه دلم باهاشون بوده .همین جا از تمامی کسانی که بعلت نداشتن حضور ذهن این حقیر نامی از آنها برده نشد صمیمانه عذر می خواهم . ![]()
![]()
![]()
اما در این قسمت می خواهم مروری اجمالی به نوشته هایی که در این مدت نوشته ام بپردازم :
اولین پست من مربوط میشه به هفتم شهریور ۸۶:
غریبانه نگاه می کنی
من همان مرد دیشبم
همان مردی
که تو را عادلانه تقسیم کرد
نیمی برای خودش
ونیم دیگرهم
باز برای خودش
و چه تقسیم عادلانه ای...
آه غزل من
چگونه سپید بسرایمت
وقتی که وزن نگاهت
بر سینه شعرم افتاده
وبا این مداد مشکی
سپید نوشتن چه سخت است...
اما چه کنم که دنیای واژه ها
دنیای عجیبی است
تو همان ستاره درخشانی
که در آسمان احساس من سوسو می زند
و مرا می خواند
و من کنار تو
دست در دست عشق
به تماشای خواب های آبی ات می نشینم
خوابهایی که مثل همیشه تو
زیبا هستند
و ناگهان چشمهایم آبی می شود
و زیباتر...
کار وبلاگ نویسی من در این فاصله بصورت روتین انجام می شد و در پی آن پستهایی که یادمانهایی از فروغ فرخزاد - فریدون مشیری نادر نادر پور تهرانی- ایرج جنتی عطایی - اردلان سرفراز - مسعود فرد منش - زنده یاد قیصر امین پور- مهدی اخوان ثالث با آن شعر معروف زمستان پی گیری شد:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کس سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پارا دیدن نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
در این فاصله برای تنوع و ایجاد فضایی تازه تر برای خوانندگان اولین فایل موسیقایی خود ترانه دلتنگی با شعری از اردلان سرفراز و صدای جاودانه ابی را برای عموم در وبلاگ قرار دادم و پس از آن دوباره و وبلاگ دوباره به سبک نوشتاری خودش برگشت و تا امروز ادامه داشت . در اولین پست از سال دوم سعی خواهم کرد که در مطالب وبلاگ تغییراتی بدهم تا مطالبی هر چند تامل برانگیز تر را پیشکش شما خوانندگان فهیم کنم . با امید به حضور شما و استفاده از نظرات سازنده تان.![]()
مهران